صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
4
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
نخبة العصرة ناميده است . ديگر از اينها ، سلجوقنامهء ظهير الدين نيشابورى و راحة الصدور و آية السرور ابو بكر نجم الدين محمد بن على راوندى است . بسيارى كتابهاى فارسى هم هست كه تنها نام آنها را مىدانيم ؛ مانند ، سيرهء ملك طغرل بك سلجوقى ، ملكنامه ، رسالات ملكشاهى ، سفرنامه و عيون التواريخ . در آثار مورخان ارمنى و بيزانسى بسيارى اطلاعات تازه و ارزشمند در باب روابط سلجوقيان با ارمنيان و بيزانسيان هردو هست ، كه در ديگر منابع نيامده است . پژوهندگان معاصر عرب به خوبى به ارزش منابع غيرعربى در اين خصوص پىبردند و به ترجمهء آنها دست يازيدند ، اما اين كار به ترجمهء تأليفات فارسى ، از قبيل تاريخ راوندى و تاريخ بيهقى و العراضه فى الحكاية السلجوقيه و جز اينها محدود ماند ، و آنها كه ترجمه ناشدهاند ، همچنان چشم به راه كسانى هستند كه اين كارها برعهده گيرند و اينسان خدمتى درخشان به مكتب تاريخنگارى عربى نمايند . اما كارى كه اكنون پيش روى ماست ، از اندك منابع عربىاى است كه موضوعش محدود به تاريخ سلجوقيان است . بسى جاى شگفتى است كه تاكنون بر روى اين كتاب پژوهشى صورت نگرفته است ، با وجودى كه به زبانهاى بيگانهاى كه شرحش خواهد آمد ، برگردانده شده و مورد پژوهش قرار گرفته است . اين كتاب ، از قرار نامش در صفحهء نخست ، اخبار الدولة السلجوقيه است و در ديباچهء آن - صفحهء ا - ب - نامش به اين صورت مىآيد : زبدة التّواريخ ، اخبار الامراء و الملوك السلجوقيه ، و شايد كاتبى كه اين ديباچه را از پيش خود افزوده ، همان باشد كه عنوان نخست را بر روى صفحهء اول نهاده است . بدينسان نام اصلى نام دوم است ، و همان است كه علاء الدين عطا ملك بن بهاء الدين محمد بن محمد جوينى ( 1282 - 1225 م ) در كتاب فارسى تاريخ جهانگشا « 1 » ، و كمال الدين بن العديم ( 1192 - 1262 م ) در كتاب بغية الطلب فى تاريخ حلب « 2 » هر دو آوردهاند . نويسندهء كتاب هم ، بنابه آنچه در صفحهء « 1 - ب » آمده ، الامير السيد الامام الاجل الكبير صدر الدين ابو الحسن على بن السيد الاجل الامام الشهيد ابى الفوارس ناصر بن على الحسينى است ، و جوينى هم همين را در تاريخش مؤكّد ساخته است ؛ آنجا كه مىگويد : « سيد
--> ( 1 ) . نك . به : تاريخ جهانگشا ، جوينى ، 2 / 44 . ( 2 ) . نك . به : بغية الطلب فى تاريخ حلب ، ابن عديم ، 35 - 34 .